نوروز... - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 2:00
من ۵۵/۵/۵ را با تلویزیون سیاه سفید  در اطاقی بدون مبل کنار بخاری علاالدین که کتری آب روی آن می جوشید، همراه با خواهر و برادرم درحال نوشتن مشق شب در دفتر کاهی  زیستم....
تولد... - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 2:00
امروز تولدمه ....میخوام اینجا ثبت کنم که امروز چه کسایی به یادم بودن اولین کسی که تبریک گفت ...... یه دوست خیلی قدیمی بود که خیلی دوسِش دارم ..... فک میکردم به یادم هست ولی ..... نه به این شدت
حال... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:48
یه حال جدید ... یه حال غریب... نمیدونم چه حالیه..... خوبه یا بد ...... ولی خیلی حال غریبیه.... اگه بخوام دقیق بگم ... برمیگرده به دقیقا یکماه و 8 روز پیش ... خدایا کمکم کن با خودم کنار بیام ..... حالمو خوب کن .....
زیبا... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:48
زیبا هوای حوصله ابری استچشمی عاشق ببخشایمتا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرازیباهنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخداز من مگیر چشم...دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگردیادم بده چگونه بخوانمتا عشق در تمامی دل ها معنا شودیادم بده چگونه نگاهت کنم تا تر
چرا... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:48
نمیدونم چرا .... واقعا چرا... ای کاش اونقدر ارزش براش داشتم که فقط بگه چرا... شاید یه فکرایی میکنم ولی اطمینان ندارم ...
مرد... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:48
دلم از داغ نامردى؛ نسیمی سرد میخواهد... میان قحطی مرهم؛دلى هم درد میخواهد... مگر یادت نمى آید؛ در آغاز محبت ها... شبى گفتم در گوشت؛" رفاقت مرد میخواهد " یاس...
دل تنگ... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:48
دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گل و گلزار و چمن؟ یا به یک خلوت و تنهایی امن؟ دل که تنگ است کجا باید رفت؟ پیرفرزانه من بانگ برآورد که این حرف نکوستدل که تنگ است برو خانه #دوست شانهاش جایگه گریه توسخنش راه گشابوسهاش مره
حرف... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:48
خیلی فک کردم که چی بگم ... چی بنویسم اینروزا اصلا نمیدونم کجام.....فقط میدونم که نگران نیستم خیلی نگران نیستم یعنی فکر میکنم همه چی درست میشه با اینکه همه چی رو از دست دادم فقط میتونم بگم ..... خدایا خودت کمکم کن...
خیلی... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:48
واقعا خیلی تنهااااااااام ...... :( خیلی خستم ....... :( چیکار میتونم بکنم .... :( خذاااااااااااااااااااااااااااااااااااایا چی بگم که ندونی.....؟؟؟ خدایا خودت میدونی
دلم... - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 22:22
دلم یه دوست داشتنِ انحصاری می خواد!از اونا که فقط سهم دلِ یه نفر باشی از اون دوست داشتنای منو تویی ...از اون دوست داشتنای تو و منی ...از اونا که وقتی صبح بلند میشیعطر امنیتم میده نه بویِ از دست دادن ، از اونا که با راهِ دور رنگ دوری نمی گیره از اون قابل لمسا ...که میشه با یک استکان چای بنوشیش،که میش...
یکی... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:07
پسرخاله...:( - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 8:36
بد... - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 8:36
یه روزی همه ی زخمهایِ زندگی خوب میشه....اما.... بعضی حرفا هیچوقت فراموشِت نمیشه... نه که چون حرفه تلخه، نه ؛.چون کسی بهت میگه که انتظارشو نداشتی...رفتار بعضی از آدما هیچوقت از ذهنِت پاک نمیشه شاید اون رفتار از نظر خیلیا،بد نباشه اما فقط خودتویی که میفهمی چقدر به خاطر رفتارِش داغون شدی...بعضی وقتا با...
پس خاله... - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 8:36
امسال هم تولد پسرخاله رو تبریک گفتم میدونم که دید و فهمید ولی نبود ...
زن... - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 8:36
الگوي موجود روز زن در ايران، الگوئي كه زن را از قامتِ بلند انسانيش ، به زاییدن ِصِرف و همسرداره خدمت گزارانه کاهش مي ده. زني كه مثل يك خادم در خدمت همسر و فرزند باشه و خودش نه نقشي در زنده گي داشته با
موهام... - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 8:36
آخرین بار موهایم را خودش به هم ریخت با دستاش...با خنده هاش...با مهربونیش...و من حالا دنبالِ عطر دستاشم...اما چیزی پیدا نمیکنم او از کنارم رفته و نمیدونم بوی دستاشو چطوری بُردهحس میکنم تنهاتر از همیشه شدمدیگه بوی دستاشو توی موهام حس نمیکردمو من از همه ی اینها فقط به این نتیجه میرسم که هنوزم دیوانه وا...
پدر... - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 8:36
پدرم ....تولدت مبارک u2066❤️u2069پدرم همیشه سالم باش پدرم قوی باش ...پدرم تمام ضعفها و مریضیها از وجودت دور.باد پدرم دوسِت دارم پدرم؛ وقتی که باشی دنیا به آخر نمیرسه هیچی، زمینم نمیزنه، چون وجودت همیشه به
کجایی... - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 8:36
عشق... - تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 8:36
u200d عشق تنها چیزیهکه آدمابا چیزِ دیگه ایهِی اشتباهی میگیرنو تویخودشون بارها گم میشنتوی پیاده روهای غمناک فکرشونیاس...
خبر... - تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 15:05
خبری نیست ولی منتظرم که بیاید برسد در بزند ... سر بچرخاند و با بغض بگوید جانم رفتنم را کُشتم ...