بسوزانید... - تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 15:05
بسوزانید اگر مردمتنم را در میان خنده های شعله آتشبه دست باد بسپارید سیه خاکستر من راکه او باخود برد زین جاغبار یادگار روزهای سخت ماندن راويا در گوشه صحرابه دور از دست انسانهابه زير تل خاكي تشنه و
پنجره... - تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 15:05
نسیم ورد زبان پنجره ها بود که چون ترجیعیدر قاب سبزه زاری یکدست تکرار می شد مندعوت پنجره ها را با لبخنده ای اجابت کردم ...
امروز... - تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 15:05
امروز با تمام بد بودنش .... یعنی با تمام یکنواخت بودنش نسبت به روزای دیگه.... حالم خوبه.... حس شروع دارم ، حس خلق کردن دارم ، خدایا خودت ازم دور کن.... تمام اون چیزهایی که نسبت بهشون حالم بد میشه
از اول... - تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 15:05
از اول هم اومدی که نباشی، خالی از تو بودنو هیچ غریبه ای پر نکرد. یاس...
یه... - تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 15:05
یه نوروز دیگه ... یه تحویل سال دیگه ... و یک سال دیگه هم ... با تمام خوبیها و بدیهاش.... شیرینیها و تلخیهاش.... از دست دادنها... و به دست آوردنهاش .... در بلاد غربت گذشت .... امسال آرزو میکنم .... سای
مثل.... - تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 15:05
مثل لکه های روی گاز هرچی می گذره پاک کردن دلخوریا سخت تر می شه. خیلی امتحان کردم. هرچی بیشتر می گذره لکه ها بیشتر خشک می شه... ترک می خوره... هر روز به اجاق گاز نیاز دارم نمی شه حذفِش کنم مثل تمام دست
ماکارونی... - تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 14:51
اون سالهای سالهای نه نسبتا دور ...مایه ی ماکارونی مثل الان اینقدر سوسول نبود فلفل دلمه و قارچ و نخود فرنگی و .... هویج رنده شده و ذرت آب پز هم نداشت ا
سال نو... - تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 14:51
بی تو... - تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 14:51
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم !در نهانخانه جا